ابراهيم اصلاح عربانى

269

كتاب گيلان ( فارسى )

به يحيى فرستاد و يحيى با فضل به خدمت رشيد رفت . رشيد در اول مجلس او را اكرام كرد و بعد از آن به حبس فرستاد و در نقض امان از فقها فتوا خواست . بعضى جايز داشتند و بعضى نه . فى الجمله رشيد يحيى بن عبد الله را بكشت . » « 10 » يحيى بن عبد الله در سال 176 هجرى به گيلان رفت اما به عقيده اكثر مورخان رواج اسلام در گيلان به هنگام حيات او صورت نگرفت . برخى نيز معتقدند كه رواج اسلام در گيلان از زمان يحيى بن عبد الله و حتى پيش از او آغاز شد . آنها مىگويند از نخستين سالهاى رواج دين اسلام در ايران برخى از مردم گيلان نيز با اصول عقايد اسلامى آشنا شده و تحت تأثير اين عقايد قرار گرفتند . گرچه گيلان ، استقلال خود را حفظ كرده و به تصرف اعراب درنيامده بود ولى ايرانيانى كه به دين اسلام تشرف حاصل كرده بودند و نيز مبلغان اسلامى با گيلان و مردم آن در ارتباط بوده و به اين سرزمين سفر مىكردند . به همين جهت قبل از رواج اسلام توسط زيديه ، مسلمانان سنى مذهب در گيلان وجود داشتند . اين نظريه را نمىتوان به كلى مردود دانست . بدون ترديد در قرن اول و دوم هجرى قبل از رواج اسلام در گيلان توسط زيديه ، افرادى از ميان ساكنان اين سرزمين با عقايد اسلامى آشنايى حاصل كرده بودند ولى تعداد آنها قابل توجه نبود . مورخان و محققانى كه در اين زمينه به تحقيق پرداخته‌اند عموما بر اين عقيده‌اند كه نفوذ اسلام در گيلان و ديلمان از اواسط قرن سوم هجرى آغاز شد و اين تاريخ مصادف است با زمانىكه رهبرى عقيدتى نهضتهاى مردم در ايران به دست شيعيان افتاد . در حقيقت سال 250 هجرى را ، كه مصادف با قيام حسن بن زيد است ، بايد سال آغاز رواج دين اسلام در گيلان دانست . در مورد علت قيام حسن بن زيد و تأسيس دولتى از علويان شيعه ( زيديه ) در گيلان و مازندران مورخان و محققان اسلامى و اروپايى داراى عقيده‌اى مشترك هستند و عموما انگيزه اصلى قيام را مظالم فزون از حد بيدادگران عباسى و ظلم و جور عمال خليفه خصوصا جابر بن هارون مسيحى و محمد بن اوس مىدانند . پطروشفسكى نويسندهء اسلام در ايران ، سيوطى صاحب تاريخ الخلفا ، رابينو مؤلف ولايات دار المرز ايران ، واسيلى بارتولد نويسندهء تذكرهء جغرافياى تاريخى ايران ، طبرى مؤلف تاريخ طبرى و بسيارى ديگر از مورخان و محقّقان در آثار خود كم‌وبيش به اين موضوع اشاره كرده‌اند . پطروشفسكى محقق روس با توجه به مندرجات تاريخ طبرى مىنويسد : « در طبرستان محمد بن اوس حاكم منصوب از طرف محمد ، امير طاهرى ، روستاييان را سخت در زير فشار گذاشت و ماليات و خراج را سه برابر از ايشان وصول كرد . گذشته از اين ، حكومت طاهريان اراضى موات و جنگل و مراتع را كه پيشتر به جماعت روستايى تعلق داشته ملك دولت اعلام كرد . اين عمل سبب قيام روستايى در مرز طبرستان و ديلم شد . شورشيان از حسن بن زيد حسنى العلوى ، امام زيديه ، دعوت كردند كه در رأس قيام قرار گيرد ( 250 ه ) . در نتيجه اين قيام ، دولتى از علويان شيعه ( زيديه ) كه قدرت آن به گيلان و ديلم و طبرستان بسط يافته بود ، به وجود آمد . حسن بن زيد كه از 250 تا 271 هجرى حكومت كرد مردى بود داراى تحصيلات وسيع و عالم به علم فقه و شعر و واجد نيروى فوق العاده . وى و برادر جانشينش محمد بن زيد دائما ناگزير بودند در مقابل تهاجمات سپاههاى طاهريان و صفاريان و سامانيان از خود دفاع كنند . امامان علوى گاه در تحت فشار دشمنان ، بالاجبار طبرستان را ترك گفته به غارها و بيغوله‌هاى كوهستانى پناه مىبردند و چون خطر رفع مىشد باز مىگشتند . . . » « 11 » ابن اسفنديار كاتب و رابينو همين واقعه را با اندكى اختلاف نقل مىكنند . آنها مىنويسند مردم رويان كه از مظالم محمد بن اوس به تنگ آمده بودند از اهالى ديلمان يارى خواستند . در آن هنگام يكى از نوادگان امام حسن مجتبى به نام محمد بن ابراهيم بن على كه مردى پارسا و مورد احترام بود در طبرستان اقامت داشت . مردم نزد وى رفتند و از وى خواستند كه براى سرنگون ساختن محمد بن اوس با ايشان همگام و هم‌پيمان شود ولى او گفت من اهليت خروج ندارم امّا مرا دامادى است كه خواهرم را دارد ، شجاع و كافى و حربها ديده و وقايع و حوادث را پس پشت كرده ، به شهر رى ، اگر نبشتهء من آنجا برند او قبول كند و به مدد و قوت او شما را مقصودى برآيد . در هرحال مردم به حسن بن زيد روى آوردند و او در رأس قيام به مبارزه بر ضد محمد بن اوس و جابر بن هارون برخاست و حكومت دست‌نشاندهء خليفه را در طبرستان سرنگون كرد . حسن بن زيد كه مردى باكياست و قاطع و آگاه بود سنگپايهء حكومت زيدى علوى را بنيان نهاد و از سال 250 تا 271 هجرى در نواحى شمالى ايران فرمانروايى كرد . داعى كبير در اين زمان لحظه‌اى از تبليغ دين اسلام بازنمىايستاد و مردم را به قبول آن دعوت مىكرد . قيام حسن در جهت تأمين منافع قشرهاى پايين جامعه و غلبهء وى بر حاكم بيدادگر محبوبيت زيادى براى وى به وجود آورد و همين امر موجبات موفقيت او را در دعوت مردم به قبول اسلام فراهم ساخت . مردم ديلمان و طبرستان كه از آئين خلفا و عمال آنها و سپاهيان عرب دورى مىجستند در اين زمان تحت تأثير افكار و عقايد سادات علوى و حسن بن زيد به اسلام روى آوردند و پس از آشنايى با مبانى و اصول دين محمدى به آن علاقه و ايمان پيدا كردند . پس از حسن بن زيد برادرش محمد بن زيد به جاى او نشست در دوره فرمانروايى محمد نيز دين اسلام توسعه و گسترش يافت و گروه قابل توجهى از مردم گيلان به آن پيوستند . دولت علويان چنان قدرتى يافت كه به دفعات تهاجم سپاه طاهريان و صفاريان را دفع كرد و يعقوب ليث با وجودى كه چهل هزار تن از لشكريان خود را از دست داد نتوانست دولت علويان را به زير فرمان آورده گيلان را به تصرف درآورد . سرانجام اسماعيل سامانى به سال 287 هجرى در نبردى سخت بر سپاه علويان پيروز شد . محمد بن زيد در حين پيكار به قتل رسيد و حكومت سامانى جاى علويان را گرفت .

--> ( 10 ) . تجارب السلف ، هندوشاه نخجوانى ، كتابفروشى طهورى ، تهران 1357 ، صفحه 138 . ( 11 ) . اسلام در ايران ، ايليا پاولويچ پطروشفسكى ، ترجمه كريم كشاورز ، انتشارات پيام ، تهران 1354 ، صفحه 264 .